به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست...
سلام عرض میکنم خدمت دوستان و همراهان صمیمی و گرامی...
الان که این پست را مینویسم مورخ 17 دی ماه و ساعت در حدود 4 صبح می باشد!
نکته ویژه اینکه بازم بروز کردن وبلاگ دیر شد...! یادتونه قدیما یه سریالی بود که بازیگر اصلیش اکبر عبدی بود و جمله معروف "بازم مدرسه ام دیر شد" رو تو هر قسمتش تکرار میکرد؟! اسمش چی بود...؟ حالا حکایت ماست دیگه! نمیدونم حکمتش چیه، شاید بخاطر شباهت فیزیکی من و این بنده خداست! به کسی نگین اما بچه که بودم چون مثل الانم توپولی بودم تو مدرسه بهم میگفتن اکبرعبدی! البته چیزای دیگه ای هم میگفتن که ترجیح میدم نگم! احتمالا این جریان تاخیرات مکرر در بروز رسانی وبلاگ ریشه در کودکی من داره! خوب بد از ماست مالی همیشگی این بی نظمی در بروز رسانی وبلاگ میرسیم به موارد دیگه! مطلب بعدی اینکه قرار بود که چندتایی از جزوه هایی که تا این لحظه به دستم رسیده رو در وبلاگ قرار بدم که به حول و قوه الهی در انتهای پست این کار انجام میدم، فقط یه مطلب دیگه، به جان خودم میخواستم آخر هفته گذشته اینکار رو انجام بدم حتی تلفنی به یکی دوتا از دوستان قولش رو هم دادم اما طی حادثه ای از سه شنبه شب تا اوایل امروز، در وضعیت افقی قرار داشتم! یعنی یه سرمایی خورده بودم که نگو...اوج این حال بدم چهارشنبه بود که به کلاس هم نرسیدم و دوستان زیادی هم که احتمال میدم از بچه های عزیز دانشگاه بودن با شماره های ناشناس و شناس تماس گرفتن که من به دلیل اینکه صدام گرفته بود و نمیتونستم صحبت کنم، پاسخ گو نبودم و همین جا از همه عذر میخواهم، البته میدونم فایل گذاشتن تو وبلاگ به اصطلاح آپولو هوا کردن نیست! اما وسواس ویژه ای داشتم که اینبار سایت میزبان مناسبی (این میزبان، اون میزبان نیستا!!!) برای اینکار پیدا کنم که برای دانلود لینک مستقیم بده و دوستان بدون دردسر و با یک کلیک اقدام به دانلود نمایند. این کار انصافا کمی وقت گیر بود، چون باید تست میکردم و از این حرفا و حالا امیدوارم که به نتیجه مناسبی رسیده باشم. پرونده کارشناسی ما هم بسته شد، چه زود و چه غریب...! دل آدم میگره... واقعا دوره ی خوبی در محضر دوستان داشتیم با شادی ها و غم هاش که همه دیگه خاطره شدن... روز آخر من که بغض داشتم! امیدوارم این دوستی ها پایدار بمونه و این ارتباطات ماندگار گردد، شاید جایگاه این وبلاگ در حفظ و بقای این جمع دوستانه بتونه بسیار موثر باشه و شاید بشه گفت تازه کارش قراره شروع بشه! برای اینکه این پایگاه مجازی از حالت تک بعدی آن خارج بشه و به خاطر کوتاهی بنده خدشه بر این محفل وارد نشه، اون رو به حالت وبلاگ گروهی در خواهم آورد تا سایر دوستان علاقه مند و فعال و آنلاین هم بتوانند در اداره اون و درج مطالب سهیم گردند و خلاصه جمعمون جمع بشه دیگه!!! دوستان علاقه مند اعلام آمادگی بفرمایند تا بعد از تبدیل وبلاگ به وبلاگ گروهی به نویسندگان وبلاگ بپیوندند...
در انتها از همه دوستان که به بنده حقیر لطف داشتند و باعث شدند یادگاری ماندگار از این دوران پر بار کارشناسی برای بنده باقی بماند کمال تشکر و قدر دانی را دارم، واقعا شرمنده لطف همه دوستان شدم و هستم و به هیچ عنوان خودم را قابل و لایق این محبت نمیدانم... و جا داره که از همه عزیزان پوزش بطلم که نتونستم به طور شایسته یا حداقل بسان دو ترم اول در این سال آخر خدمتگزار برادران و خواهران عزیز و گرامی باشم، امیدوارم که کوتاهی من که ناشی از پاره ای از مسائل پیچیده شخصی و کاری بود رو به کرامت خود ببخشید، قبلا عرض کرده بودم که در محضر شما بودن سعادت میخواهد که از بنده کمی دور گردید، البته کم لطفی و تک روی تعداد انگشت شماری از همکلاسی نماهای محترم، در حق اینجانب و سایر دوستانی که صادقانه برای پیشبرد اهداف جمع تلاش میکردند، ذوق خدمتگزاری را گاها در بنده کور میکرد و تلخی هایی را در جمع دوستان پدید می آورد که احتمالا دیگر شاهد آن نخواهیم بود! میدانم که وقتی کسی کاری را درپیش میگیرد در پس آن انتظاراتی پدید می آید و اولینش آن است که آن را شایسته و تا پایانش به سرانجام برساند، و خوب میدانم که بنده ناخواسته کوتاهی هایی انجام داده ام و انتظارات دوستانی را نتوانستم به درستی برآورده کنم و به طبع موجب آزرده دلی و دلخوری عده ای از عزیزان شده ام که بعضا متوجه آن گشته ام و خیلی ها رو هم درک نکردم، خدای من شاهده که در این قصور، به هیچ عنوان غرض شخصی یا خدایی نکرده غرور و تکبر و... همراه نبوده و تنها ضعف و کم سعادتی بنده را میرساند واز صمیم قلب از این عده از دوستان عزیز طلب بخشش میکنم ... همچنین جا داره که به سهم خودم و سایر دوستان از جناب آقای عبادتی عزیز تشکر شایسته ای داشته باشم که واقعا بر خاطره انگیز شدن این دوره تاثیر ویژه ای داشتند و بسیار دلسوزانه و برادرانه زحمت کشیدند...البته دوستان هم لطف کردند و همان روز آخر عملا قدردانی شایسته ای از ایشان هم به عمل آوردن که اتفاق بسیار خوبی بود و باز هم اشاره میکنم که واقعا تنها ایشان شایسته این قدردانی بودند، نه بنده ی حقیر، اما ماهم به لطف دوستان در کنار ایشان به این توفیق نائل آمدیم... از بانیان متشکرم و در پایان خدا رو شاکر هستم که توفیق همنشینی با شما خوبان را نصیب ما گردانید...
اگر جزوات یا خلاصه مطالب بازهم به دست بنده رسید بلافاصله بر روی وبلاگ قرار خواهم داد و از دوستان خواهشمند هستم که چون گذشته همکاری لازم را به عمل بیاورند. ضمنا از خانم رسول اف که زحمت پیدا کردن و تایپ جواب سوالات درس استاد امانی را کشیده اند تشکر و برای این خواهر عزیز آرزوی موفقیت و بهروزی را دارم. همچنین برای همه دوستان موفقیت در امتحانات را از خدای مهربان خواستارم...
برای دانلود جزوات فقط کافیست بر روی لینک مربوط آن کلیک بفرمایید تا بلافاصله عملیات دانلود آغاز گردد. همه فایل ها به جز جزوه استاد احمدی که Pdf میباشد، با فرمت نرم افزار Word می باشند.
اگر دوستان به هر دلیل نتوانستند از لینک های زیر استفاده نمایند، ایمیل خود را برای من بفرستند تا براشون ارسال کنم.
سوالات و جواب درس تشکیلات و سازماندهی- استاد امانی
http://up.333.ir/images/6qynbsxgighjmftmdbp.docx
جزوه درس برنامه ریزی فرهنگی- استاد میزبان
http://up.333.ir/images/2z45f6g12l034i5wukwk.doc
جزوه درس توسعه فرهنگی – استاد میزبان
http://up.333.ir/images/hmeslk5npuv43zxipbw4.doc
جزوه درس اصول برنامه ریزی و بودجه- استاد اجمدی
http://up.333.ir/images/ve8jm2ft4xs8xz0ekvtq.pdf
مقالاتی که استاد داورپناه برای کلاس ساعت دوم خود در روزهای پنجشنبه ارائه کردند:
(راستش اسم درسش یادم نیست! یه چیز فرهنگی بود دیگه!!!)
مقاله اول:
http://up.333.ir/images/p5xbdylhpt5212jafqbj.doc
مقاله دوم:
http://up.333.ir/images/3jtpg4l35q0p86ibpj2.doc
کلام آخر:
دلم گرفتـه از این شــهر
کــــه آدمـهایـش همچــون هوایش ناپایــدارنــد،
گــاه آنقـــدر پــاک کــه باورت نمی شود،
گـــــاه آنقـدر آلـــوده که نفســت می گیـــرد
...