فردا روز سرنوشت...
سلام بر دوستان همیشه در صحنه، الآن که این پست را می نویسم مورخ18/11/90 و ساعت در حدود 2 بعد از ظهر می باشد، امیدوارم که دوستان همین امروز، یعنی قبل از چهارشنبه و قبل از روز انتخاب واحد، این پست را مطالعه فرماییند...تا این لحظه هنوز نمره جدیدی در سایت اعلام نشده است، (چند ثانیه پیش چک کردم!) اما از منبعی معتبر خبر خوشی برای اون دسته از دوستان که نگران نمره زبان خود هستند، دارم، استاد محترم، سرکار خانم اثباتی، هیچ یک از دوستان و عزیزان را به اصطلاح نینداخته اند! در حقیقت در درس زبان (متون تخصصی) به یاری خدا نمره زیر 10 نداریم...در پست قبل به حسن ختام شایسته ای که توسط استاد برای این کلاس در نظر گرفته شد، اشاره کردم که با این خبر خوش و آمار قبولی صد در صد، این پایان خاطره انگیز تر و دلپذیرتر شد، جا داره که از طرف خودم و سایر دوستان از استاد محترم درس زبان، تشکری ویژه داشته باشم، برای این استاد مهربان، سلامتی و بهروزی آروزمندیم...
در ادامه یادآور می شوم که دوستانی که مایلند جمعمان به همین شکل باقی بماند و ترم جدید را در محضر دوستان قدیمی سپری کنند، فردا در هنگام انتخاب واحد، دقت بیشتری فرماییند تا این جمع صمیمی حفظ گردد و دست تقدیر توفیق حضور در خدمت دوستان را از ما نگیرد، البته ممکن است به دلیل پاره ای از مسائل شخصی یا آموزشی، سعادت همراهی تعدادی از دوستان را در ترم جدید نداشته باشیم، به هر حال امیدوارم که دیدار همه دوستان در سرکلاس، محقق شود...ساعت شروع انتخاب واحد، اینطور که خود دانشگاه اعلام کرده، ساعت 8 می باشد، ما با تعدادی از دوستان بعد از امتحان آخر قرار را در ساعت 7:45 هماهنگ کرده ایم، علارقم تذکر های مکرر جناب عبادتی، ( که دغدغه های حفظ جمع دوستان را شاید بیش از همه در دل دارند،) من کمی دیر زمان این قرار را در وبلاگ اعلام کردم که بابت این فراموشی از ایشان و سایر دوستان، عذر میخواهم، البته همانطور که عرض کردم، با کثرت دوستان به صورت حضوری و گاها پیامکی، این قرار را اطلاع رسانی کرده ام، امیدوارم که دوستان همگی در جریان این برنامه قرار بگیرند... همچنین جناب عبادتی مطلبی را در این باب فرستاده اند که در ادامه به بصرتان می رسانم و همچنین چند نظر از سایر دوستان را که برای پست قبلی ارسال کرده بودند، بعد از فرمایشات استاد عبادتی، خواهید خواند...
مطلبی از جناب عبادتی...
سلام بر مهدی عزیز و همه دوستان که از فرط امتحان!
رنگ رخشون ... شده! اما ترم جدید فرصت جدیدی برای تجدید انرژی و تجدید روحیه و
تجدید قوا و تجدید فراش! و ... کلی تجدید دیگه...!!!ّّّ
خوب بالاخره غول
امتحانات رو از پا در آوردین. ان شا’الله غول هوای نفس را (که معمولا" غول مرحله
اول تا آخره) از پا دربیاریم. ان شا’الله که دوستان امتحاناتشون رو با موفقیت
گذرونده باشند و نمرات و معدلهای بالا بگیرن و بزودی زود از پایان نامه ی دکتراشون
دفاع فرهنگی کنند!!
دوستان عزیزم بر خودم لازم میدونم که از الطاف همیشگی شما
نسبت به خودم تشکر کنم.من لایق اینهمه محبت شما عزیزان نیستم و اظهار لطف شما این
کمترین رو خجلت زده و شرمنده میکنه... امیدوارم خداوند به من توفیق خدمتگذاری بیشتر
بده و پیش دوستان بامحبتم رو سفیدم کنه.
مطلع شدیم که متاسفانه در ترم جدید
توفیق همسفر بودن با بعضی از دوستان کلاس از ما سلب شده که امیدوارم در هر جا که
هستند موفق و سربلند باشند.
و اما... باید بگم همیشه در ذهنم این سوال سنگینی می
کرد که چه کسی و چرا گفته که ((جمع ضدین محال است؟)) و من همیشه به دنبال مصداقی
برای نقض این بخش از منطق بودم!!!! که با حضور در این کلاس و مشاهده مصادیق بارز
فرهنگی!! فهمیدم که ممکن است فرهنگ با منطق در تعارض باشد!! (البته من اصلا تحت
تاثیر استاد داورپناه نیستم و این کاملا از مطالبم مشهوده نه؟!!!!)
نکات جالبی
در این کلاس و علی الخصوص ساعات قبل از امتحان به چشم میخورد که با اشاره به آنها
شما هم نتیجه ای رو می گیرد که من گرفتم!
به نظر شما در کنار اون همه استرس و
اضطراب امتحانی خانمها جلالی و فرهادی و ترکاشوند و جوانی ... اون همه
بیخیاااااالی! و خونسردی جواد علی قلی جمع ضدین نیست؟!!
حضور صبحگاهی (و حتی
شبانگاهی) محمد نصیری و حاج آقای دولت آبادی و در مقابل تاخیر همیشگی و حتی سر
امتحانی محمد طالبی ! جمع ضدین نیست؟!!
تشکیل حلقه اطاق فکر 9 نفره در وسط
خیابون! و تنهایی درس خوندن بعضی از دوستان کنار دیوارهای جنبی دانشکده با اظهار
لطف استاد اسماعیلی ( که فرمودند: اون کلاسیها درسخون ترند!!) نمونه جمع ضدین
نیست؟!!
اظهار نظرهای عمیق و کارشناسانه ی مهدی محمودی و
ایجاد اشکال جدی به کل درسهایی که شب امتحان خوندی توسط امیر رمضانی عزیز جلوی در
کلاس 3دقیقه مونده به امتحان!!!و با استرس کامل میری سر جلسه!! و ایضا" مطالعات جدی
و صبحگاهی دوستانی مثل رسو.. و خسر.. و خانم دکتر همتی در خودرو در مقابل دانشکده و
از سویی نخونده ملا بودن جناب بامری عزیز و البته, در مقابل خانم فر... که معمولا"
شب امتحان جزوه شون گم شده یا هیچی متوجه نشده و یه ریز به استادها دعا میکنن!!!,
جمع ضدین نیست؟!!
توضیحات جدی و سنگین فرهنگی!! درویش فخرالملوک!! قبل از امتحان
و در مقابل طنزهای بسیار جالب و خنده دار فرهنگی جناب گل آقای کلاس! (میرزا هیوا
خان کیانی ملقب به طنازالدوله!!) و...
آیا به عقیده شما اینها همه از مصادیق نقض
نظریه منطقی فوق نیست؟!!!
دوستان عزیز امیدوارم در ترم جدید ان شا’الله با انرژی
مضاعف و توان بیشتر و البته همدلی و هماهنگی بیشتر در کلاسها حاضر بشیم و به عزیز
دلمون آقای فقیهی مدد بدیم تا اساتید هم بتونن خودشون رو با ما هماهنگ
کنند!!!!
همیشه شاد و فرهنگی باشید.
جناب عبادتی عزیز بلاغت و فصاحت از نگارش شما، فوران میزند...بسیار فیض بردیم...امیدوارم که در ترم جدید هم در کنار شما و سایر دوستان، اوقات فرهنگی خاطره انگیزی را سپری کنیم...
------------------------------------------------
مطلبی از برادران میرزاپور...
با سلام خدمت همه همكلاسي هاي محترم خصوصاً آقا مهدي گل كه در ترم گذشته از طريق همين وبلاگ كلي بما كمك كردن تا به جزوه برسيم. انشالله در ترم جديد هم اين رابطه كمافسابق برقرار باشد. مرسي.. لذا برادران ميرزاپور؛ ميلاد پر بركت ختمي مرتبت حضرت رسول اكرم (ص ) و روز 22 بهمن روز حماسه پرشور پيروزي انقلاب اسلامي را به همه عزيزان دانشجو خصوصاً دانشجويان محترم واحد تهران يك تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم. هميشه خوش و خرم باشيد.خدانگهدارتان
برادران ارجمند از شما ممنونم، اگر قابل بوده باشیم، جز انجام وظیفه چیز دیگری نبوده، انشاا... خداوند توفیق خدمت به دوستان را بیش از پیش به ما عنایت فرماید...
------------------------------------------------
مطلبی از جناب بامری...
بنام حضرت دوست
خدمت آقامهدی گل و بزرگوارم و
تمامی دوستان عزیز
اولا از مطالب زیبای دوستان لذت بردم انشالله که همیشه شاد
وسلامت باشید .و خدا این روحیه را از مانگیره ف شاید عده ای فکر کنند که اعتماد به
نفس کاذبه اما چاره ای نیست . ترس از کم شدن نمره هم فکر کنم بین همه دوستان مشترک
باشه .
همیشه جمله زیبای برادرمون آقای عبادتی توذهنمه که می گفت :
ما
همه سوار یک اتوبوسیم و همه با هم به مقصد می رسیم یکی جلوترنشسته
زودتر پیاده
میشه ویکی عقب نشسته دیرتر اما همه با هم می رسیم
واقعا این جمله جای تحمل داره
آیا این طورنیست .
به هرحال نمره خوب یا بد این دوره تموم میشه اما در
این دوره کوتاه چیزهای است که خیلی ارزشمنده و جاویدانند.
جناب بامری درست میفرمایید، به قولی این نیز بگذرد، به امید اینکه آخر کار نگیم خوش گذشت، بگیم خوش موند...
البته اون جمله آقای عبادتی را باید بدیم با طلا بنویسند...!
------------------------------------------------
مطلبی از خانم عادل...
تمام اینها که گفتید یادمون میاد .
وفکر کنم
هنوز قصه های قشنگ مادربزرگ. گریه پشت سر پدر بزرگ . و تمام آن چیزهایی که بود و
حالا دیگه نیست هم یادمون میاد
خانم عادل ابتدا بسیار خوشحالم که مجدد شما را در وبلاگ می بینم، دوم...بعضی از خاطرات در حالی که شیرن و دلچسبند، گاهی غمی پنهان را درون خود نهفته دارند...امیدوارم که بیشتر از اینکه غمگین شده باشید، شادمان گشته باشید...
یاد جمله ای افتادم...
نرسیده به بعضی خاطره ها، باید بنویسند:
آهسته بیاد آورید، خطر ریزش اشک...
------------------------------------------------
کلام آخر:
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده
از خود کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در
نوازش ، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن.... فروغ
فرخزاد