دوستان و همراهان همیشگی، سلام، سلامی به طراوت بهار، سلامی به سبزی لباس تازه طبیعت...

الآن که این پست را می نویسم مورخ 29 اسفند و ساعت در حدود 9 شب می باشد، در ساعت پایانی سال 90 هستیم و در شرف ورود به سال جدید...

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم، به خانه دل که رسیدم محبتتان را برداشتم نه غباری داشت و نه کهنه شده بود، مهرتان جاودانه در دلم خواهد ماند...

خیلی وقته در محضر شما دوستان نبودم، تازه فهمیدم که در خدمت شما بودن واقعا سعادت می خواد که انگار از ما گرفته شده بود...امیدورم که در سال جدید بسان گذشته این توفیق مکرر نصیب ما گردد...

خوب ترم جدید هم آغاز شد، امیدوارم که در این ترم اوقات خوشی را در کنار هم داشته باشیم...از دوستانی که توی این چند وقت که وبلاگ به روز نمی شد، پیگیر جریان بودند و چه شفاهی و چه با ثبت نظراتشون، به بنده لطف داشتند (حتی دوستانی که تهدید کردند و فحش دادند!!!) کمال تشکر را دارم...راستی وبلاگمون هم یک ساله شد...! سخن کوتاه می کنم، سال نو مبارک...

کلام آخر: هر سال شروع قصه ایست، قصه ات بی غصه باد...